|
|
||||
|
باران...
![]() باران اشکهایم را شست، عطر تو را از پیکرم شست، لحظه های بودنت را از دقایقم شست، آتش خواستنت را از هوسم شست!!! باران، تو را... از خاطرم شست!!!! . . . اما هنوز، آسمان دلم، از یاد تو ، طوفانی است...! دستان تو
![]() دستان تو، وصف خوبی است، برای آنچه در منحنی های تن تب کرده من می جویی! در دلم می لرزد، حسی که در زیر سرانگشتان تو می غلتد! و در این بستر فراخ، که پایانش، نهایت تمنای من و توست، این لذت عشق است در من، که حریصانه بر پیکر تو چنگ میزند!!!!! بي وزن...
![]() در هواي تنم مي پيچي، همچون نسيمي لطيف، و من چه سبك ،در آسمان دستانت بي وزن مي شوم ، سبك ، به سبكي يك قاصدك!!!! یلدای من...
![]() من خوشبخت ترین زن زمینی هستم... چرا که تو امشب، یار یلدای منی، در فال منی، همنفس شعرهای منی! امشب را دوست دارم... چرا که دقیقه ای بیشتر از آن منی! پ.ن: یلداتون شاد...و پر از فالهای نیک! نفرین بر تو ای زمین...
نفرین بر تو ای زمین... بی هدف میزایی و میمیرانی٬ زاینده ای کشنده!! . . نفرین بر تو ای زمین... همواره بر تلخی محیط مدورت تکرار می شوی٬ بی آنکه لحظه ای شیرین تر شوی!! . . نفرین بر تو ای زمین... بذر نفرت می پاشی ٬ کینه می کاری٬ اما زمینیان حریصانه بر پیکرت چنگ می زنند!!! . . نفرین بر تو ای زمین... تو مسمومی٬ مسموم... مسمومی دلچسب!!!!!! تنوع...
زندگی همچون ظرفی پر از کاهوست! یکرنگ! یکنواخت! تنها یک گوجه فرنگی کافی است٬ تا تنوعی هیجان انگیز ایجاد کند!!!!
دستانم جوانه زده اند...
خوشحالم که نیستی! آنقدر خوشحالم که در اوج بی رنگی تو٬ حس می کنم دستانم سبز شده اند٬ جوانه زده اند! حسی نو... . . . عجب پاییز غم انگیزی بودی تو!
فکر تو مسموم است! مسموم حماقتی که همه وجودت را بلعیده است. حیف عشقی که برایت فریاد می زدم! برای تو بیش بودم و تو ٬ حتی برای نفرین هایم٬ کوچک بودی و خرد! دلم برایت می سوزد٬ چرا که ثانیه به ثانیه٬ در گندآب وجودت٬ بیشتر فرو می روی!!!
هوس تو...
جای تو خالیست...
![]() جای تو خالیست،
|
|
آرشيو
لينك دوستان
Viva Vida
پشتيباني
|
||