|
|
||||
|
عاشقانه ...
عاشقانه مرا ببوس ... عاشقانه مرا میان بازوانت بفشار... عاشقانه نفس های گرمم را میان سینه ات حس کن ... و عاشقانه پیچش اندامم را میان دستان گرمت مهمان کن . و آنگاه مرا به بزرگترین گناهان هوس انگیز آلوده کن، در بستری مقدس ، چه ناب ! با اینهمه گناه ... در چه عاشقانه بهشتی یکی می شود تن ما! تن من آبستن است !
تن من آبستن است... باردار نفسی که هنوز به بازدم نرسیده ، راه گلویش را بستی ! تو...من...!
تمنای تو ، خواهش نفس تب کرده هوس .... و تن من ، هوس تب کرده یک نفس ... و تو ، هوسی ساخته از یک نفس ... تب کرده و داغ ... در تمنای تنم !
|
|
آرشيو
لينك دوستان
Viva Vida
پشتيباني
|
||