|
|
||||
|
تو خود حادثه ای ...
تو خود حادثه ای ! اتفاقی شیرین ؛ تابیده در پوستی گس! دوست دارم مزه مزه ات دهانم را جمع کند ، وقتی که حریصانه بر پوست دوست داشتنت گاز می زنم!!!!
آغوش تو ...
آغوش تو، خانه امن من است. آن هنگام که سینه ات پناهگاه گرم بوسه هایم می شود ، و دستانت الفبای اندامم را مرور می کند، من آسمانی ترین لحظات را ، عاشقانه نفس می کشم!
|
|
آرشيو
لينك دوستان
Viva Vida
پشتيباني
|
||