تبليغاتX



   

   
   
شهوت...

پیچش یک رقص شهوت انگیز
آن هنگام که نازکی پیکرم
همچو دیبایی لطیف
بر بند بند قامتت می پیچد،
غرورت را می بلعد،
و بر لذت شهوتت می چسبد،
لبریز خواستنت می کند!
بر داشتنم حریصانه چنگ می زنی ،
و من تو را با موذیانه لبخندی،
در مستی تمنای آمیختنی ملس،
ذره ذره می کشم!

 

نقطه ها می بلعند ،

نرمی پیچش کلمات را ،

و زمان می بلعد ،

خشکی رد پای تو را ...روی تن زندگیم...

و چه بی وقفه آن را قی می کند!!!